یک فصل یک جمعه
بر آن جمعه سرد از فصل انتظار
هر تپش قلب من هر گام اندیشناک تو بر زمین یخ زده
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم بهمن ۱۳۸۶ ساعت 18:31 توسط آرمان شهرکی
|
بر آن جمعه سرد از فصل انتظار
هر تپش قلب من هر گام اندیشناک تو بر زمین یخ زده
آن عکسی که تنها یک عکس نبود
بعکس خیلی عکس های دیگر
آهای مردم!
عشق مرا بنگرید
که تمامی فراز و نشیب زندگیش را
در نگاه اشک آلود خویش خلاصه کرده
انگشت برچانه
در این شب شهران
دستان کوچکت معبود من!
پاهای کوچکت
چشمان کوچکت
اما
همه بزرگی های تو در برابر
همه کوچکیِ من