October 10, 1963(1963-10-10)
Princeton, New Jersey
دانیل پرل(10Daniel Pearl اکتبر، 1963، 1 فوریه 2002) ژورنالیست آمریکایی که در
کراچی پاکستان ربوده و به قتل رسید. در زمان ربایش، پرل به عنوان مدیر دفتر جنوب آسیای
وال استریت ژورنال که در بمبئی مستقر بود؛ خدمت می کرد. ایشان پرونده ریچارد ریدِ (
Richard Reid) بمبگذار را مطالعه نموده بود و در پی آن اظهار نمود که پیوندهایی میان
القاعده و سرویس اطلاعات ارتش پاکستان (ISI)وجود دارد. به همین دلیل به پاکستان رفت؛
جاییکه سر از تنش جدا نمودند.
در جولای 2002 ، احمد عمر سعید شیخ(Ahmed Omar Saeed Sheikh)( تبعه
بریتانیا، متولد پاکستان)، به دلیل ربودن و قتل پرل به اعدام با چوبه دار محکوم شد.
در مارچ 2007 در یک جلسه نظامی پشت درهای بسته در کوبا، خلیج گوآنتانامو، خالد شیخ
محمد( Khalid Sheikh Mohammed )، اعتراف کرد که شخصا سر از تن پرل
جدا نموده است.
سالهای آغازین
دنیل پرل در پرینستون، نیوجرسی متولد شد و در انکینو (Encino ) در مرکز لوس آنجلس،
کالیفرنیا بزرگ شد. در آنجا در مدرسه راهنمایی پُرتولا( Portola )و دبیرستان بیرمنگام ثبت
نام نمود. پدرش جودا پرل(Judea Pearl )، پروفسور دانشگاه UCLA و مادرش رُز(
Ruth) اصالتا از یهودیان عراق است. تاریخچه خانواده و و ارتباطاتش با اسراییل توسط جودا
پرل و در کتابی با عنوان اسراییل برای من چه معنایی دارد؟ (
What Israel Means to Me ) به قلم آلن درشوویتز ( Alan Dershowitz) ، تشریح
شده است. دنی، آنچنانکه در تمامی عمرش با این نام شناخته میشد؛ از 1981 تا 1985 در
دانشگاه استنفورد حضور به هم رساند جاییکه به عنوان عضو اتحادیه آلفا دلتا فی(
Alpha Delta Phi )، در انجمن افتخاری فی بتا کاپا(Phi Beta Kappa) در رشته
ارتباطات زبانزد شد و در بنیانگذاری روزنامه دانشجویی تفسیرگر استنفورد (Stanford
Commentator) همکاری نمود. با درجه لیسانس در ارتباطات از استنفورد فارغ التحصیل
شد و پس از آن یک تابستان را بعنوان کارآموز در ایندیانا پولیس استار(Indianapolis
Star) و همچنین زمستانی را در آیداهو در رستورانی در یک پیست اسکی گذارند. به دنبال
سفر به اتحاد جماهیر شوروی، چین و اروپا، به روزنامه ی نورس آدامز ترنسکریپت( North
Adams Transcript) و برکشایر ایگل(Berkshire Eagle) در غرب ماساچوست
پیوست. سپس به سانفرانسیسکو بزینس تایم (San Francisco Business Times) نقل
مکان نمود.
پرل کار خود را در وال استریت ژورنال در دفتر آتلانتای این نشریه در واشنگتن دی سی و به
منظور ارایه گزارش در زمینه ارتباطات تلفنی آغاز نمود. در سال 1996 به دفتر لندن نشریه
رفت و مقالاتی به رشته تحریر درآورد از جمله مقاله ای درباره داستانی در اکتبر 1994
پیرامون ادعای پیدا شدن یک ویولن استرادیواریوس(Stradivarius violni )در رمپِ یک
بزرگراه و روایتی از موسیقی پاپ ایران در جونِ 2000. چشمگیرترین مطالعات وی به نزاع
های قومی در بالکان می پردازد که در قالب آن به این نتیجه رسید که آنچه که از آن تحت عنوان
اتهامات نسل کشی در کوزوو یاد میشود؛ معتبر نیست. همچنین حمله موشکی آمریکا به یک
تاسیسات نظامی فرضی در خارطوم که ثابت نمود که در واقع یک کارخانه داروسازی بوده
است.
بعدها، با ماریان ون نین هاف( Mariane Van Neyenhoff )آشنا و با او ازدواج نمود.
ایشان بودایی و عضو سوکا گاکیِ بین الملل(Soka Gakkai International) بودند.
پسرشان، آدام دنیل پرل در 28 می 2002 سه ماه پس از مرگ دنی در پاریس به دنیا آمد.
قتل
در 23 ژانویه 2002 در مسیری که به خیالش او را به کافه ای روستایی در کراچی جهت
مصاحبه با شیخ مبارک علی گیلانی( Sheikh Mubarak Ali Gilani) میبرد؛ توسط
گروهی نظامی که خود را جنبش ملی برای احیای اقتدار پاکستان مینامید(
The National Movement for the Restoration of Pakistani Sovereignty)
ربوده شد. این گروه ادعا نمود که پرل مامورCIA است. و از طریق یک پست الکترونیکی از
ایالات متحده درخواستهایی نمود؛ از جمله آزادی تمامی تروریستهای بازداشت شده پاکستانی، و
همچنین آزاد نمودن یک کشتی آمریکایی متوقف شده حامل جنگنده های F16 برای دولت
پاکستان.
پیام میگوید:
به شما یک روز دیگر مهلت میدهیم و اگر آمریکا تقاضاهای ما را اجابت نکند؛ دنیل را خواهیم کشت. و کماکان ادامه خواهیم داد تا دیگر هیچ ژورنالیست آمریکایی نتواند وارد پاکستان شود.
عکسهایی از پرل درحالیکه دستبند زده شده و تفنگی به سویس نشانه رفته و روزنامه ای در
دست دارد به نامه الکترونیکی ضمیمه شده بود. از سوی سردبیر پرل و همسرش هیچ پاسخی
به تقاضاها داده نشد.
نه روز بعد، پرل با جدا نمودن سر از بدنش به قتل رسید. جسد پرل درحالیکه ده تکه شده و در
گوری کم عمق در حومه کراچی دفن شده بود؛ در 16 می پیدا شد. وقتی که پلیس بقایای جسد
را پیدا نمود؛ عبدالستار ایدهی ( Abdul Sattar Edhi )[از خیرین نوع دوست پاکستانی]
بیدرنگ به صحنه رسید و شخصا تمامی ده قسمت را جمع نمود و آنها را به سردخانه برد. پیکر
این روزنامه نگار به ایالات متحده بازگردانده و در گورستان یادبود پارک مونت سیناتی(
Mount Sinai Memorial Park Cemetery)در لوس آنجلس، کالیفرنیا به خاک سپرده
شد.
هیچ گونه کالبد شکافی انجام نشد. ویدئویی که بعدا به دست آمد؛ خط سیر وقایع را آشکار ساخت.
ویدئوی دنیل پرل
دنیل پرل هویت خویش را در فیلمی که توسط قاتلینش تهیه شد بیان میکند.
در 21 فوریه 2002، نواری ویدئویی با عنوان سلاخی روزنامه نگار جاسوس، دنیل پرل یهودی، منتشر شد.
در این فیلم راوی به زبان انگلیسی میگوید:
· " نام من دنیل پرل است. من یک یهودی آمریکایی اهل انکینو، کالیفرنیا، آمریکا هستم."
· "من اهل، آه، از طرف پدر از خانواده ای صهیونیستی."
· " پدرم یهودیست؛ مادرم یهودیست؛ من یهودی ام."
· " خانواده ام پیرو دین یهود است. ما از خانواده های بسیاری در اسراییل دیدن کرده ایم."
· در پشت شهرک نی براک(Bnei Brak)، خیابانی است که به نام جد بزرگم نامگذاری شده است؛ او یکی از بنیانگذاران شهرک بود."
طبق گفته های پدر پرل، حقیقتی که در آخرین جمله بیان شده بر هیچ کس جز اعضای خانواده
معلوم نبود؛ بنابراین نمیتواند تحت فشار از او خواسته شده باشد. ایشان معتقد است که دنی
خواسته است تا بدین ترتیب و از طریق این پیامِ رمزی از سلامت خویش خبر دهد و اینکه
آزادانه سخن میگوید.
بخش دوم فیلم پرل را در حال تبعیت از فرامین زندان بانان خویش نشان میدهد. زیرنویس فیلم به
زبان اردو ادامه دارد. تصاویری از مسلمانانی که مرده اند و صحنه های مشابهی بر تصویر
پرل سوپر ایمپوز شده است. تصاویر دیگری رییس جمهور آمریکا، جورج دبلیو بوش را نشان
میدهند که با نخست وزیر اسراییل آریل شارون دست میدهد و نیز تصاویری از پسری فلسطینی
محمد الدوره(Muhammad al-Dura) که نیروی دفاعی اسراییل به مرگش متهم شد.
در ویدئو، بدن پرل از کمر به بالا لخت است و گلویش به مدت 1 دقیقه و 55 ثانیه بریده شده در
این زمان او در خون خویش جان میکند. سپس مردی سرش را از تن جدا میکند.
تصاویر معدودی مشتمل بر عکسهایی که از اردوگاه زندانیان گوانتانامو گرفته شده در کنار
تصویر پرل نشان داده میشود. 90 ثانیه پایانی فیلم لیست درخواستهای مفصل قاتلین را که بر
تصویر پرل که به شدت موهایش کشیده شده؛ سوپر ایمپوز گشته است؛ نشان میدهد.
به زبان انگلیسی:
جنبش ملی برای احیای پاکستان مقتدر(NMRPS)
ما همچنین موارد ذیل را خواهانیم:
· "رهایی فوری زندانیان گوآنتانامو"
· "بازگشت زندانیان پاکستانی به پاکستان"
· "پایان بی درنگ حضور آمریکا در پاکستان"
· "تحویل جنگنده های F16 که پاکستان پولشان را پرداخت کرده اما تحویل نگرفته است."
· "به آمریکائیها اطمینان می دهیم که هرگز در سرزمین مسلمان پاکستان ایمن نخواهند بود و
اگر خواسته های ما را اجابت نکنند این صحنه بارها و بارها تکرار خواهد شد."
ویدئو از سوی دو دولت پاکستان و ایالات متحده تایید شد. یک سایت جهادی ویدئو را در اینترنت
منتشر ساخت. در آوریل 2002، دان رازر(Dan Rather)، در تلویزیون CBS گزارش داد
که این ویدئو بنحو وسیعی توسط جهادی ها و برای سربازگیری در پاکستان و عربستان سعودی
استفاده میشده است.
برآیند
مجموعه ای از نوشته های دنیل پس از مرگش و در سال 2002 منتشر شد که " مهارت خارق
العاده او را در نویسندگی" و " بینشش نسبت به داستانهای پیچیده را" را بازگو میکند. شش تا از
این روایتها توسط آهنگساز، راسل اشتنبرگ در آلبومش با نام قصه هایی از سیاره ی محبوبم
(Stories from My Favorite Planet )- جهت تریو برای ویولن، پیانو و خواننده اقتباس
شده است.
بنیاد دنیل پرل توسط خانواده و دوستانش بنیان گذاشته شد تا با همان سبک و سیاقی که روح و
خصلت و اصول کار پرل را شکل میداد؛ رسالت او را ادامه داده و به آنچه که آنها دلایل ریشه
ای مرگ او مینامند؛ پی ببرد. اصولی مشحون از عینیت و درستی در حد کمال، چشم اندازی
نامتعارف و صریح، عقیده ای پابرجا به اثربخشی آموزش و ارتباطات، و عشق به موسیقی،
عزت، و دوستی.
بیوه پرل، ماریان پرل یادنامه ای با عنوان یک قلب نیرومند (A Mighty Heart)نگاشته است
که روایتی کامل از پرل و زندگیش در اختیار میگذارد. این کتاب در فیلمی با همین نام وبا
هنرنمایی آنجلینا جولی و دن فاتر من(Dan Futterman) اقتباش شده است.
منبع: ویکی پدیا
