بیداری
از نادانی، سانکاراها بیرون می آیند؛ از سانکاراها، آگاهی، اسمها و شکل ها؛ از اسمها و شکل ها، شش حوزه( حس ها) بیرون می آیند؛ از شش حوزه( حس ها)، تماس بیرون می آید؛ از تماس، احساس بیرون می آید؛ از احساس، میل ظاهر میشود؛ از میل، تعلق بیرون می آید؛ از تعلق، شدن ریشه می گیرد؛ از شدن، زایش بیرون می آید؛ از زایش، کهنسالی و مرگ بیرون می آیند؛ رنج و شکوه، درد، اندوه و ناامیدی. منشا تمام سلطه درد همین است.
اما اگر نادانی با نابودی کامل میل از میان برود؛ سانکاراها نابود می شوند؛ با نابودی سانکاراها، آگاهی از میان میرود؛ با از میان رفتن آگاهی، اسمها و شکل ها نابود می شوند؛ با نابودی اسمها و شکل ها، شش حوزه ( حس ها) از بین میروند؛ با از بین رفتن شش حوزه(حس ها)، تماس نابود میشود؛ با نابودی تماس، احساس از میان میرود؛ با از میان رفتن احساس، میل نابود میشود؛ با نابودی میل، تعلق از بین میرود؛ با از بین رفتن تعلق، شدن نابود میشود؛ با نابودی شدن، زایش از میان میرود؛ با از میان رفتن زایش، کهنسالی و مرگ، رنج و شکوه، درد، اندوه و ناامیدی نابود می شوند. بدین گونه تمام سلطه درد از میان میرود.
Samyutta, Nikaya, 11, 17., cite in, Berval, Rene de, sous la direction, Gallimard, Presence du Bouddisme, Paris, Gallimard, nrf, 1987, p. 177.
سامیوتا، به نقل از: رنه بروال، 1987، حضور بودیسم.
برگرفته از: فکوهی، ناصر، تاریخ اندیشه ها و نظریه های انسانشناسی، صفحه40، نشر نی، تهران: چاپ دوم، 1382.


در این وبلاگ سعی خواهد شد تا در حدی که دانش نویسنده اقتضا می کند و با استفاده از دانسته های فرامتنی که از علومی همچون روانکاوی، جامعه شناسی و مکاتب مختلف ادبی و سینمایی وام گرفته می شود به انکشاف لایه های عمیق معنایی فیلم نایل شویم. شاید درییچه جدیدی به سوی مبحث نقد فیلم باز کنیم. تا چه پیش اید.