خون ریزی در سرزمین کم خون

پیروزی حماس در انتخابات مجلس قانون گذاری فلسطینی در بیست و پنجم ژانویه ی 2006 که برخی از آن تحت عنوان "سونامی سبز" یاد میکنند؛ می توانست نقشی مثبت در گذار و تحول خصلت این گروه از "منش مقاومت" به سمت " سیاست ورزی مرسوم" ایفا نماید. این امر بدان معنی بود که حماس، زان پس با اولویت پرداختن به مسایل داخلی سعی بر آن خواهد داشت تا با کنارگذاشتن سلاح، شیوه ی دموکراتیک را جهت حل و فصل مسایل داخلی برگزیده و امور ونهادها ی خویش را سامان دهد. ورود آرام و تدریجی حماس به فرایند صلح از آن رو واجد اهمیتی مضاعف بود که در انتخابات هفدهمین مجلس اسراییل( کنست) تقریبا 50 درصد کرسیها نصیب حزبهایی شد که در طیف چپ یا راست سنتی قرار نداشتند. جناح راست اسراییل در این انتخابات شکست سختی متحمل شد و تعداد کرسیهایش از 53 عدد به 32 کرسی تقلیل یافت. اما چشم انداز روشنی که پس از این دو انتخابات هم در جبهه ی فلسطینی و هم اسراییلی ترسیم گشته بود به سرعت به شوره زار یاس و ناامیدی بدل گشت.
کنفرانس آناپولیس در 27 نوامبر 2007 در آناپولیس، مریلند برگزار شد. سی سال پس از سفر انور سادات به اسراییل در 19 نوامبر 1977 و تقریبا 60 سال پس از صدور قطعنامه ی 181 مجمع عمومی سازمان ملل در 29 نوامبر 1947 که سرزمینها را به دو قلمرو عرب نشین و یهودی نشین تقسیم میکرد. این کنفرانس فرصت دیگری بود که میتوانست روزنه امیدی بر فرایند صلح بگشاید؛ این اولین بار بود که دو طرف اسراییلی و فلسطینی با فهم مشترکی از اینکه وضعیت نهایی فرایند صلح تنها یک راه حل دو طرفه خواهد بود در یک کنفرانس شرکت میکردند. فرصتی که در آن طرف فلسطینی به هیچ عنوان تحت فشار اتحادیه عرب یا اروپا قرار نداشت و طرف اسراییلی( ایهود اولمرت) با انتقاد فراوان از سازمانهای یهودی دست راستی و صهیونیستهای مسیحی اراده ی خویش را جهت واگذاری بخش شرقی اورشلیم به فلسطینیها بعنوان بخشی از فرایند صلح نشان داد. اما کنفرانس از سوی حماس بایکوت شد و این گروه به نشانه ی اعتراض در 23 نوامبر تظاهراتی را در نوار غزه به راه انداخت. از سوی دیگر فعالین و سازمانهای یهودی افراطی نیز با هر گونه تغییر در وضع موجود اورشلیم مخالفت کرده و اعتراضی را در جلو سفارت اسراییل در واشنگتن ترتیب دادند.

هم اکنون پس از اتمام آتش بس شش ماهه میان حماس و ارتش اسراییل، حماس با اینکه میتوانست؛ تقاضای تمدید آتش بس را مطرح سازد؛ با پرتاب راکت به سمت شهرکهاییهودی نشین، بار دیگر دولت اولمرت را در برابر احزاب دست راستی اسراییل در موضع ضعف قرار داد و جرقه های اولیه را بر انبار باروتی که توسط حکومتهای بنیادگرای همسایه و افراطیهای یهود فراهم آمده بود؛ زد. اینک با گذشت بیش از سه روز از حمله ی تلافی جویانه و البته نابرابر ارتش اسراییل به نوار غزه بیش از 300 کشته بر روی دستهای حماس و بالاخص اسماعیل هنیه، نخست وزیر معزول حکومت خودگردان، سنگینی میکند.

اسماعیل هنیه فارغ التحصیل ادبیات عرب از دانشگاه اسلامی غزه است اما طی دوران نخست وزیری و سپس خودمداری حاکمیتی اش در غزه نشان داده که نه درک درستی از دنیای عرب و تشخیص دوست و دشمنهای عربی خویش دارد؛ نه تشکیلات خودگردان، محمود عباس و وفتح را می شناسد و نه آنچنان دوراندیشی و ژرف نگری که بداند از کلاس درس دانشگاه تا اداره جمعیتی با درآمد سرانه 625 دلار در سال که 60 درصد آنها زیر خط فقر زندگی میکنند؛ فاصله زیادی است؛ و نمیتوان شکم این ملت را با تولید کوچک مقیاس صابون و روغن زیتون، پر کرد. از زمان روی کار آمدن حماس در غزه و بخصوص تغییر وضعیت هنیه از یک نخست وزیر قانونی تا حاکم پادرهوایی که غزه را تنها بصورت دوفاکتو اداره میکند؛ بر خشونتها مستمرا افزوده شده؛ تنشهای میان فتح و حماس به اوج خود رسیده؛ حماس گروه تروریستی لقب گرفته و کلیه داراییهایش از سوی دولتهایی همچون اسراییل، ایالات متحده، کانادا و اتحادیه اروپا مسدود گشته است. تحولاتی که در نهایت، دردها و رنجهای فراوانی را برای ساکنین غزه به ارمغان آورده است.

بر طبق مطالعه ای که با همکاری دانشگاه جان هاپکینز و القدس( در اورشلیم) انجام گردید ؛ آشکار شد که ساکنین غزه از کمبود غذایی شدیدی رنج میبرند. مطالعه نشان داد که 5/17 درصد کودکان 59-6 ماهه دچار سوتغذیه مزمن و 53 درصد زنانی که به سن بارداری رسیده اند و 44 درصد کودکان، دارای کم خونی هستند. پس از عقب نشینی اسراییل از نوار غزه در آگوست و سپتامبر 2005، سیستم بهداشتی در غزه رو به وخامت گذاشت که با روی کار آمدن حماس با چالشهای بیشتری مواجه گشته بطوریکه سازمان بهداشت جهانی نسبت به تاثیر تجزیه سیاسی، نزول اجتماعی اقتصادی، عملیات نظامی، و انزوای اقتصادی، روان شناختی و فیزیکی بر سلامت ساکنین غزه هشدار داد. نوار غزه دارای سیستم حمل و نقل بسیار ضعیفی است که استاندارد نبوده و شامل راه آهنی است که از جنوب منطقه تا شمال آن امتداد دارد؛ عملیات تعمیر این خط آهن هم اکنون متوقف شده و در بسیاری از جاها فاقد ریل است. فرودگاه بین المللی غزه(فرودگاه یاسر عرفات) که ارمغان توافقنامه اسلو و تفاهم نامه وای ریور بود و در 24 نوامبر 1998 افتتاح شد؛ در اکتبر 2000 به دستور نیروهای اسراییلی تخریب شد.

حال پرسش اینجاست که هنیه مردی که با در دست داشتن اهرم کنترل حماس میتوانست به راحتی آتش بس شش ماهه را تمدید و با در اختیار داشتن فضا و فرصت بیشتر به ترمیم خسارتهای ناشی از زمامداری پرچالش و مصیبت بار خویش بر غزه بپردازد؛ با صدور دستور پرتاب موشک به سوی شهرکهای یهودی نشین چه منظور و هدفی را دنبال می کرده است؟ چرا هنیه هنوز با ادبیات سیاستمداران عربِ قاهره و ریاض آشنا نشده؟ هنیه میتوانست با تلفیق میراث ناسیونالیسم عربی ناصر و سوسیالیسم عرفات به اسلامیزم سیاسی خویش رنگ و بوی عاقلانه تر و امیدوارانه تری ببخشد. او باید ضمن وقوف بر پیشینه و تاریخ تحولاتی که بر منطقه گذشته است؛ میدانست که به هیچ وجه نمیتواند سد راه فرایندی شود که از 1878 از کنفرانس بال شروع شده و ضمن پشت سر گذاشتن رویدادهایی خونین به انتفاضه دوم رسیده است. هنیه باید از تجارب گرانبهای انباشته در مادرید، اسلو و آناپولیس بهره می گرفت و میدانست که ماحصل سیاستها و استراتژیهای ضد هژمونِ تبلیغ و ترویج شده از سوی برخی از کشورهای همسایه چیزی جز تاریکی و اندوه برای مردم غزه به ارمغان نخواهد آورد.

اینک برآیند چهار روز حمله ارتش اسراییل به باریکه غزه بیش از سیصد کشته و هزار زخمی است و کاری از دست حماسِ هنیه نیز بر نمی آید. به نظر سیاستهای سرخ هنیه، بازوبندها و سربندهای سبز حماس را به باد داده است. مردی که با آهنگ ناخوش برخاسته از ساز ناکوک بنیادگرایی اسلامی به خلسه تلخ انتفاضه سوم فرورفت و آینده باز و چشم انداز فراخ مردم غزه را در تونلهای بسته و تنگ و تاریک منتهی به مصر جستجو نمود. اینک بیمارستانهای غزه را یارای مداوای کشته ها و زخمیها نیست حتی اگر دو طبیب جراح در کابینه هنیه باشند!کابینه در سکوت محض فرو رفته
هنیه اگر چه به تعبیر وزیر امور خارجه مصر، آن نیمچه مرد نادانی نیست که به سوراخ موش خزیده باشد؛ اما به هر حال باید با چشمان باز خویش نتیجه ی سیاستهای چند ساله اش را که از بالگردها و جنگنده های اسراییلی شلیک میشود؛ ببیند و بداند که حتی اگر تمامی گزافه گوییهای مردان جنگ طلب پیرامونش مبنی بر هم پیمانی ارتش های عرب و گسیل شدن کشتیهای حامل شهادتیون، لباس واقعیت بر تن کند؛ فرودگاه یاسر عرفات بنا نشده و کم خونی زن غزه ای که در آرزوی مادر شدن است؛ درمان نخواهد شد.


در این وبلاگ سعی خواهد شد تا در حدی که دانش نویسنده اقتضا می کند و با استفاده از دانسته های فرامتنی که از علومی همچون روانکاوی، جامعه شناسی و مکاتب مختلف ادبی و سینمایی وام گرفته می شود به انکشاف لایه های عمیق معنایی فیلم نایل شویم. شاید درییچه جدیدی به سوی مبحث نقد فیلم باز کنیم. تا چه پیش اید.