دبیلو. اس. مروین
For The Anniversary Of My Death
Every year without knowing it I have passed the day
When the last fires will wave to me
And the silence will set out
Tireless traveller
Like the beam of a lightless star
Then I will no longer
Find myself in life as in a strange garment
Surprised at the earth
And the love of one woman
And the shamelessness of men
As today writing after three days of rain
Hearing the wren sing and the falling cease
And bowing not knowing to what
W.S. Merwin
برای سالگشت مرگم
هر سال بدون اینکه بدانم روز را سپری کرده ام
آن هنگام که آخرین شراره ها در من زبانه می کشد
و سکوت مستقر می شود
مسافری خستگی ناپذیر
آن هنگام و نه بیشتر از آن
خویشتن را می یابم در زندگی چونان هیاتی غریب
که بر زمین مبهوت مانده
و دوست داشتن یک زن
و بی شرمی مردان
می شنوم که اِلیکایی آواز سر داده و آبشار ایستاده
و آرشه نواز نمی داند که چه کند
دبلیو. اِس. مروین
در این وبلاگ سعی خواهد شد تا در حدی که دانش نویسنده اقتضا می کند و با استفاده از دانسته های فرامتنی که از علومی همچون روانکاوی، جامعه شناسی و مکاتب مختلف ادبی و سینمایی وام گرفته می شود به انکشاف لایه های عمیق معنایی فیلم نایل شویم. شاید درییچه جدیدی به سوی مبحث نقد فیلم باز کنیم. تا چه پیش اید.